رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
178
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
ايالات خاصه پس از سال 995 ( - 1587 م . ) كه سال جلوس شاه عباس اول است بر تخت سلطنت قزوين ( با ساوخبلاق ) « 37 » : از ابتداى 996 ( - ابتداى 1588 م . ) « 38 » تا آخر دورهء سلطنت صفويه ( با وقفهاى در وسط سال 996 كه برابر است با 1588 م . ) « 39 » تا وسط سال 997 ( كه برابر است با بهار سال 1589 م . ) « 40 » كاشان : از ابتداى 996 ( - ابتداى 1588 م . ) « 41 » تا آخر دورهء صفويه « 42 » . اصفهان : از رمضان 996 ( - اوت 1588 م . ) « 43 » تا آخر دورهء صفويه . قسمتهائى از كرمان : از 998 ( - 1590 م . ) تا يك يا دو سال « 44 » . يزد : حداقل از پيچىئيل 5 - 1004 ( - 7 - 1596 م . ) « 45 » تا پايان دورهء صفويه « 46 » . قم : حداقل از 1005 ( - 1597 م . ) « 47 » تا پايان دورهء صفويه . مازندران : از 1008 ( - 1599 م . ) « 48 » تا پايان دورهء صفويه . گيلان ( رشت و لاهيجان ) : از 1008 ( - 1599 م . ) « 49 » تا پايان دورهء صفويه « 50 » . آستارا و گسكر « 51 » : از 1014 ( - 1606 م . ) « 52 » تا مقارن پايان سلطنت شاه عباس اول ( متوفى در 1038 - 1629 م . ) « 53 » . فارس ( شيراز و مناطق كوچكتر به خصوص جهرم و داراب ) : از 1042 ( - 1633 م . ) « 54 » تا سال 1130 يا 1131 ( - 1719 يا 1718 م . ) « 55 » . لار : از 1045 ( - 1636 م . ) « 56 » تا حداكثر 1120 ( - 9 - 1708 م . ) « 57 » . ناحيهء بختيارى : از 1054 ( - 1644 م . ) « 58 » تا 1066 ( - 1656 م . ) « 59 » . همدان ( و ساير نواحى ايالت علىشكر ) : از يونتئيل 5 - 1064 ( - 4 - 1653 م . ) « 60 » تا حداكثر مقارن اواخر دورهء شاه سليمان ( متوفى در 1105 - 1694 م . ) « 61 » . اردبيل : از سال 1067 ( - 7 - 1656 م . ) « 62 » ( تا كى ؟ ) . سمنان ، دماوند و خوار : از سال 1067 ( - 7 - 1556 م . ) « 63 » تا بارسئيل 3 - 1072 ( - 3 - 1662 م . ) « 64 » . كرمان ( و نواحى تابعه ) : از ايتئيل 9 - 1068 ( 1658 م . ) « 65 » تا حداكثر 1106 ( - 1694 م . ) « 66 » .
--> - براى موقع اين محل رجوع شود به تاريخ حيدرى ، ص b 577 : « . . . نواحى ساوعبلاغ ( عينا ! ) كه به قزوين يك روز راه كاروان است » . خلاصة السير ( ص b 82 ) ضمن وقايع سال 1042 ( - 1633 م . ) گزارش مىدهد كه شاه ميل كرد در « مخور كه قورق ايلخىهاى خاصهء شريفه است » و در اطراف رى ، شهريار و ساوخبلاغ قرار دارد به شكار بپردازد . - خلاصة التواريخ ، ص b 405 : « . . . و الكاى قزوين و ساوخبلاغ بعضى به خاصهء شريفه مخصوص داشته بيشترى به قورچيان شفقت كردند » . در سال بعد دو تن از غلامان قبلى حمزه ميرزا در داروغگىهاى ( و نه در حكومتهاى ! ) قزوين و كاشان مورد تأييد قرار مىگيرند ( خلاصة التواريخ ، ص b 413 ) . - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 399 . - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 418 . - خلاصة التواريخ ، ص a 405 . - از سال 1013 ( - 5 - 1604 م . ) يزد و كاشان تا چند سال زير نظر يك وزير مشترك اداره مىشد ( رجوع شود به جامع مفيدى ، جلد سوم ، قسمت اول ، ص b 149 و بعد از آن ) . - بلافاصله پس از قتل مرشد قلى خان كه اصفهان تيول وى بود شاه عباس يك نفر داروغه بدانجا فرستاد ( مطابق عالمآراى عباسى ، ص 401 ) . - خلاصة التواريخ ، ص a 424 : شهر كرمان و « بعضى از محال آن ، مانند خبيص » - - به امرا داده شد و چند ناحيه نيز تبديل به خاصه شد . صاحب روضة الصفويه ، ص a 382 بهطور كلى و عمومى مىگويد كه كرمان در آن دوره براى يك تا دو سال تبديل به خاصه شد . - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 525 : ذيل وقايع اين سال براى نخستين بار از يك حاكم يزد ذكر شده است ( رجوع شود همچنين به جامع مفيدى ، جلد سوم ، قسمت اول ، ص a 156 ) . - جامع مفيدى در جلد سوم ، قسمت اول ، صفحهء 145 به بعد فهرست وزراى يزد را تقريبا بدون افتادگى تا سال 1084 ( - 1673 م . ) به دست مىدهد . - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 533 : ضمن وقايع اين سال براى آخرين بار از « حاكم قم » ياد مىكند . - طبق صفحهء 148 تاريخ گيلان عبد الفتاح فومنى ، ميرزاى عالميان از دوازده سال پيش ( ظاهرا در ابتدا به عنوان عامل فرهاد خان كه ايالت تيول وى بود . رجوع شود به عالمآراى عباسى ، ص 519 ؛ روضة الصفويه ، ص b 379 . ) وزير گيلانات ، مازندران ، گسكر و آستارا ، از پنج سال پيش وزير قزوين و از يك سال پيش وزير خراسان بود كه ( در سال 1016 - 8 - 1607 م . ) مورد بىمهرى شاه واقع شد . اما در يك موضع ديگر ( ص 141 ) همان مؤلف در آن واحد انتصاب وى را به وزارت مازندران و خراسان خبر مىدهد . - پس از مرگ فرهاد خان كه اين ايالت تيول وى هم بود ( تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 803 ) ؛ عبد الفتاح فومنى ( ص 133 و بعد از آن ) اين مطلب را تأييد مىكند اما سهوا تصور كرده است كه فرهاد خان در سال 1006 به قتل رسيده است ( و رجوع شود به تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 574 و بعد از آن ) . - از سال 1008 ( - 1599 م . ) گيلان ، مازندران و بعدها قزوين ، آستارا ، گسكر و سرانجام خراسان زير نظر ميرزاى عالميان وزير اداره مىشد كه قبلا ( حاشيهء نمرهء 34 فصل دوم و قسمتى كه در متن به آن مربوط است ) از او ياد كرديم و در سال 1016 ( - 8 - 1607 م ) معزول گرديد . رشت ، لاهيجان و آستارا تا سال 1021 ( - 1612 م . ) به هم پيوسته بود ( عالمآراى عباسى ، ص 853 ) . از آن هنگام حكومت رشت و لاهيجان را بهصورت جداگانه به اشخاص دادند . سرانجام از سال 1038 تا 1044 ( - 34 - 1629 م . ) به بعد بار ديگر ادارهء رشت ، لاهيجان و مازندران بهدست يك وزير سپرده شد ( رجوع شود به خلدبرين ، ص 147 و بعد از آن 279 ؛ خلاصة السير ، ص a 101 و بعد از آن ؛ دربارهء تمام اين ارقام و اطلاعات همچنين رجوع شود به تاريخ گيلان عبد الفتاح فومنى ، ص 133 به بعد ) . - اين هر دو ناحيه قبلا از توابع آذربايجان بود ؛ آستارا نيز بعدها به آذربايجان پيوست ( تذكرة الملوك ، ص b 107 و بعد از آن ) . همچنين رجوع شود به صفحات بعد كه در آن از - - دعواى وزير گيلان و وزير كل آذربايجان بر سر صلاحيت ذكر شده است . - تاريخ گيلان عبد الفتاح فومنى ، ص 141 . - تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 1083 : باز براى اولين بار از « حاكم آستارا » ذكر شده است . در مورد گسكر بعدها گاه از وزير و گاه از حاكم سخن به ميان مىآيد . حتى عبد الفتاح فومنى كه خيلى روشن و بدون ابهام ( تاريخ گيلان ، ص 141 ، 150 ) از اين صحبت مىكند كه گسكر به وزير گيلان سپرده شد باز اندكى پس از آن ( ص 150 ، 162 ) از مرتضى قلى خان بهعنوان « حاكم گسكر » ياد مىكند . - خلد برين ، ورق b 57 و ص 295 : پس از مرگ امامقلى خان تبديل به خاصه شد ؛ در رياض الفردوس ، ص 357 بهصورت دقيقتر چنين آمده است : از ابتداى تخاقوىئيل ( 1633 / 3 / 20 م . ) به بعد از پيچىئيل 7 - 1066 ( - 7 - 1656 م . ) به بعد ( عباسنامه ، ص 214 - خلدبرين ، ص b 213 ) تا چند سال ( رجوع شود به عباسنامه ، ص 318 ) به پنج وزارتنشين تقسيم شد . جهرم پس از اين تقسيم ديگر هميشه وزيرنشين شد ( عباسنامه ، ص 232 ( غلط چاپى ! ) ؛ جامع مفيدى ، جلد سوم ، قسمت اول ، ص a 165 به بعد ؛ دستور شهرياران ، ص a 82 ، a 239 ) در ابتداى سال هيجدهم ( يا شايد زودتر ؟ ) داراب نيز به وزيرنشين تبديل شد ( دستور شهرياران ، ص a 82 ) . - مجمع التواريخ ، ص b 34 ، b 45 : انتصاب لطفعلى خان به سمت بيگلربيگى ذيل وقايع سال 1130 ؛ مراجع اروپائى ( مثلا هانوى ، جلد دوم ، ص 127 ) سال 1719 م ( - 1131 ه . ق . ) را ذكر مىكنند . دستور شهرياران در صفحهء a 82 حتى در سال 1107 ( - 1696 م . ) از « وزارت فارس » مىگويد . - پس از مرگ امامقلى خان لار تا دو سال به كلبعلى خان رسيد ( ذيل تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 117 ( - خلدبرين ، ص b 57 ) ؛ خلدبرين ، ص 174 ، 177 ؛ براى شرححال وى رجوع شود به جامع مفيدى ، جلد سوم ، قسمت اول ، ص a 172 ) . بنابراين خبر مندرج در صفحهء 295 خلدبرين داير بر اينكه اين ناحيه بلافاصله تبديل به خاصه شد اشتباه است . - مجمع التواريخ ، ص a 39 به بعد : عباسقلى خان حاكم لار و بندرعباسى ( ارقام مجمع التواريخ دقيق نيست ) ؛ دستور شهرياران در صفحهء a 239 باز در وقايع سال 1110 ( - 1698 م . ) از « وزارت لار » صحبت مىكند . - عباسنامه ، ص 59 به بعد ( - خلدبرين ، ص a 151 ) . - خلدبرين ، ص a 209 : « حكومت خوانسار به انضمام حكومت بختيارى » به خليل خان ( رجوع شود به عباسنامه ، ص 208 ) . - عباسنامه ، ص 180 ؛ خلدبرين ، ص a 197 . - سانسون در صفحهء 110 به بعد كسى را مىشناسد بهنام عبد القاسم خان ( ابو القاسم خان ؟ رجوع شود به دستور شهرياران ، ص b 186 ) كه حاكم همدان بوده است . بعدها ديگر اغلب صحبت از حاكم همدان است . - عباسنامه ، ص 216 ( - خلدبرين ، ص b 214 ) . - - عباسنامه ، ص 216 ( - خلدبرين ، ص b 214 ) . سمنان و خوار در آن عهد توأم بود . ( رجوع شود به خلدبرين ، ص b 211 ) . - عباسنامه ، ص 320 ؛ رجوع شود به فصل سوم اين كتاب ، بند د - املاك خاصه و تناسب قدرت در مملكت . - عباسنامه ، ص 239 ( - خلدبرين ، ص a 227 ) . - كمپفر ( ص 129 ) كه از سال 1683 تا 1688 در ايران بوده از بيگلربيگى كرمان خبر ندارد ؛ براى نخستين بار ( دستور شهرياران ، ص a 63 ) ما در سال 1106 به حاكم كرمان برميخوريم و بعدها بيشتر نام او ذكر مىشود .